خدا بخواد، غیر ممکن ممکن میشود
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 20:38
سلام برنامه امروز ماه عسل رو دیدید؟ زندانیانی مهمونشون بودن که محکومیت مالی داشتن و واقعا بدهی انچنانی هم نداشتن!!! در کمال ناباوری همشون امروز بدهیهاشون توسط مردم صاف شد دلم لرزید یهو... موقع یه دور تسبیح صلوات فرستادنم که به نیت مشکل گشایی همه بود, گفتم خدایا لطفا برای من هم بخواه + اخرین شب قدر ا
جان میلرزد که وای اگر دلم دیگر برنگردد
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 16:16
هفته پیش پنجشنبه واسه اولین بار به خالم پیام دادم که دلم برا مامانم خیلی تنگ شده و این بغض لعنتی هیچ جوری ترکیده نمیشد و بهش گفتم اگه مامان بود این همه مشکل تو خونمون نبود و تحمل خیلی چیزها راحتتر می بود جوابم را که داد؛ حرفایی زد که همش از سر دلتنگی اونم بود... با حرفاش بغضم ترکید و یک دفعه صدام بل
خسته ام از دعای بی اثر
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 16:16
دلم تنگه عشق و شادیهدلم خواب ابدی میخوادکلافه امدلم تنگ شده برای اظهار دوست داشتن های نامزد
سوپ دقیقه نودی
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 16:16
این ایام ماه رمضونی، افطار و سحرِگاه و بی گاهم، غذای ظهر خواهر پز بود( بچه ها من خیلی خجالت میکشم که باید دستپخت خواهرم رو بخورم!!! حس بدی بهم دست میده و ناراحتم میکنه این قضیه) دو روزی بود دلم سوپ ورمیشل میخواست و حالش رو نمیکردم و بالاخره همین نیم ساعت پیش عزمم را جزم کردم ... هر چند واسه افطارم
شال و روسری فروشیه:))
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 8:06
کسی شال و روسری در رنگای مختلف و شاد نمیخواد، به کمترین قیمت میفروشماخه اون یکماه چقدر بوده که من رفتم کلی شال و روسری خریدم که بذارم جهیزیه ام و حالا هی نگاه کنم و اه از نهادم بلند شه، هاااان؟ الحمداله جاییم ندارم که بپوشم.. اگرم بخوام بپوشم خب لباس سرش ندارم که ست بکنم!!!خدایا دلت اومد؟؟ خدایا ی...
عاشقانه آرام
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 8:06
دوست دارم روزی عشق را تجربه کنم و این کتاب را بخونم یک لیوان کاپوچینو بدست و با یک اسلایس کیک میوه ای و نگاه به حیاط پر از مهر و صفای خونه ام و این کتاب روح و جانم را بیش از پیش نوازش کند اون وسط مسطا هم دو تا وروجک دوست داشتنی قل بخورن هی بخونم و هی پرتر بشم از عشق
برنامه»از لاک جیغ تا خدا«
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 11:26
یکی از برنامه های تلویزیون اشکم را در اورد.. هروقت اسم امام رضا را میشنوم اشکام بی اختیار گونه هام را خیس میکنه... از امام رضا طبق روال این سه ساله حاجتمو خواستم که بهم همین امسال یه خوب خوبشو بده که با هم بریم پابوسش... پنج سالهنرفتم مشهد هر چند اخرین مشهد دلچسبم سال۸۹ بود خدایا به فریاد دلمون برس....
۹ رمضان
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 11:26
سه چهار روز پیش خیلی خوابم میومد و ساعت۹/۵ شب رفتم تو رختخواب... خواهرام تو اتاق مشغول حرف بودن و بابام تو سالن تنها نشسته بود... به خواهرا پیام دادم که من میخام بخوابم شما بیایید پیش بابا، تنها نشینه اقاااا اینا بگم و هر دوشون بگن برو اخلاق خودت را درست کن و دلسوز نمیخاد بشی منم گفتم خودتون را زدید
فردا تعطیله
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 11:26
خوشحالم ازینکه نمیخام فردا برم سرکار.. خونه هر چیم باشه بهتر از سرکاره..یه پست باید بذارم از یکسال شاغل شدنم
یه همچین پستی منو تو رویاهام غرق میکنه و دلم میخواد بنویسم ولی کوووووووووو حرف جدید
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 21:16
این وبلاگ
بی عنوان
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 21:16
نشستم توی حیاط... لم دادم به دیوار..پاهای برهنه ام داغی کف حیاط رو داره لمس میکنه. افتاب تو سرمه و یه نسیم اروم موهای افتاب زده ام را اروم تکون میده.. واقعا اردیبهشت، و کلا بهار و تابستون دو ماه اولش بهشتهاهان اهنگ بوی بارون محمد اصفهانی در حال تکرار
سلام دوباره
-
تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 22:58
[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
بر من چه گذشت۱
-
تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 22:58
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
میشه این بار خاص دعام کنید؟؟ هر کی اینجا را میخونه
-
تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 22:58
اینکه همکارت بره ساعتی که عین هدیه تولد نامزدم بود، را بخره چه حسی داره؟ ۴روز بعد تولدم، نامزدی بهم خوردچقد همون روزی که ساعت رو پوشیدم ، این همکارم خوشش اومده بود از ساعتم من اون ساعت رو خیلی دوست داشتم و دوست دارم بازم مال خودم شهمن نامزدم را دوست داشتم.. باورم نمیشه حرفای پشت سرش رامن و
بر من چه گذشت 2
-
تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 22:58
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
388:غم
-
تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 3:43
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
389
-
تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 3:43
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
شادی بیااااا
-
تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 3:43
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
۱۱بهمن
-
تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 3:43
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
شلوغی از نوع خوبش
-
تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 3:43
سلام. میدونم خیلی بی وفایی میکنمولی وقت ندارم اینقد سرکار و تو خونه شلوغم حد ندارهقراربود خواستگاری جلسه دوم فردا باشه که دو ساعت پیش به امروز عصر موکول شد و من اومدم خونه و داریم کار میکنیملطفا برام دعا کنید که درست تصمیم بگیرم.. یک هفته اس خوابم روزانه نهایتش۴ ساعته و خیلی ناتوانم ولی مجبورم رو پ...