خرید بک لینک
خدایــــــــا !گاهی که دلم از این ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: چهارشنبه 7 فروردين 1398 ساعت: 6:52

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: چهارشنبه 7 فروردين 1398 ساعت: 6:52

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: چهارشنبه 7 فروردين 1398 ساعت: 6:52

چهارشنبه قرار بود برم از سوالات امتحان بچه ها پرینت بگیرم و ببینم نسخه چاپی اش خوبه یا نه!! چهارشنبه اینجا یک سره بارون شدیدی میومد و کارم را به دیروز موکول کردم. دیروز هم باد شدیدی میومد و بایدم حتماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: چهارشنبه 3 بهمن 1397 ساعت: 19:20

به نام خدا سلام؛) خوش اومدین به دنیای من:).خوشحال میشم دوستای خوبی برای هم باشیم. بعد از طولانی ترین ساعت شب، خورشید طلوع میکند، منتظر طلوع خورشید زندگیت باش ... منتظرتم طلوع خورشید زندگیم LinkDuادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: چهارشنبه 3 بهمن 1397 ساعت: 19:20

سلام دوستانمچطورید؟ چه میکنید با روزایی که داریم به استقبال بهار میریم؟؟؟من بیشتر از همه تو روی دکتر ملی عزیزم که الان هییت علمی شده و بهامین موفق و تلاشگر شرمنده ام که یکی دو هفته ای بی کامنت وب های نازنیشون را رد کردم...چقد دوست دارم بنویسم. دو تا چرک نویس هم دارم و منتشر نکردم.. از روزانه نویسی هام و غرغرهام بودن و چیز مهمی نبوده و سعی میکنم کلی بگم چیکارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: پنجشنبه 30 فروردين 1397 ساعت: 13:19

امروز تولدمه. سلام میکنم به ۲۸ سالگی

۲۸ سالگی جان، با خبرای خوب و عروس شدن خودم و خواهرام دستمو تو دستات میذارم.. لطفا سن خوشحالیم و رسیدن به آرزوهایم باش

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: پنجشنبه 30 فروردين 1397 ساعت: 13:19

روز همه مادرا و خانم ها مبارکامشب و فردا، شب و روز سختی برای خانواده منه.. چقدر آرزو داشتم برم سرکار یا تو زندگی خودم باشم و روز مادر را برای مادرم خاطره ساز کنم:(( * کی تموم میشن این بغض ها و گریه های پنهانی و با چشم های پر پف تو صورت اطرافیان نگاه نکردن، که مبادا بفهمن گریه کردم!!!** عصری داشتم فکر میکردم پارسال، مثل فردا شب چه شب گندی بود و چقدر گریه کردادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: پنجشنبه 30 فروردين 1397 ساعت: 13:19

سلامحیفم اومد ننویسم!!! الان هم با چشمانی خواب آلود و دراز کش روی تختم می نویسم:))آخرین روزای سال ۹۶ عین اولین روزای این سال، دوباره عازم تهران شدیم خانوادگی... بخاطر مصاحبه من که واسه شرکت های دا. نش بنیا. ن بود... دقیقا روز تولدم، راهی سفر شدیم و ماشینمون را حرم امام خمینی پارک کردیم و با مترو عازم خیابون ولیعصر تهران شدیم و توی یک خونه یا بهتره بگم مهمانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: پنجشنبه 30 فروردين 1397 ساعت: 13:19

سلامخوبید بچه ها؟ کی میتونه و موافقه این محرمی با هم دعایی سوره ای یا هر چیزی دیگه بخونیمهر روز هممون برای یک نفر دعا کنیم؟؟؟موافقا دستاشون بالا؟هر کی موافقه تو وبش بذاره که دوستاشم شرکت کنن یا حتی اعضای خانوادتون..۵ روز تا محرم فرصته ادامه مطلب

برچسب: دعای,دسته,جمعی, نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 22:30

سلام دوستای گل خوش آمدیددوستان ما قرار شده از اول محرم دسته جمعی زیارت عاشورا بخونیمبه نیت سلامتی و حاجاتی که مد نظرمونهروالشم اینطوریه که دوستان هر کی موافقه بگه که من اسمش را بنویسم و از اول محرم به امید خدا شروع میکنیم به روزی یک بار زیارت عاشورا خوندن به نیت برآورده شدن حاجات کسی که اون روز نوبتشه یعنی هر روز برای یک نفر زیارت عاشورا میخونیم..انشاالله نفسمون برای همدیگه حق باشه و همگی حاجت رواادامه مطلب

برچسب: زیارت,عاشورا,دسته,جمعی, نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 22:30

قرار بود پاییز برگردی گفتی که حالت باز خوب میشه من تو همون خیابون ایستادم کجایی پس داره غروب میشه میترسم از نگاه این مردم باید نزاری مشتمون وا شه یجوری پیدا کن منو شاید این آخرین پاییز من باشه داره زمستون میرسه چرا نمیرسی نگاهمن دلواپسه چرا نمی رسی سردمه تو بارون میخوام دستمو هاا کنی از گریه با چرت خودت منو جدا کنی ♫♫♫ اگه خودت اینو نمی گفتی به دیدن تو دل نمیبستم چند ساله که تو راه افتادی چند سالهادامه مطلب

برچسب: نمیرسی, نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 6:57

به نام خدا سلام؛) اینجا خونه یک دخترتنها و فوق العاده احساساتیه!!خوش اومدین به دنیای من:).خوشحال میشم دوستای خوبی برای هم باشیم. .......... آدم از یک جاییبه بعد، بزرگ نمیشود؛ پیر میشود,:ا

برچسب: مادر,میخام,همسر,دوست,ولی,مرگ,میخام, نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 12:49

حیاط خونه بعنوان تفریح جمعه مون را دوست داشتم.. سه ساعته تو حیاطیم و تخمه و بستنی و دمنوش نعناع وپفک و اش دوغ خوردیم:)))

اوووووف ترکیدم از بس خوردم

به به هوای خنک و نسیم عصرگاهی خیلی حال داد

++ انشاالله هفته خوبی پیش رو داشته باشیم

برچسب: پیک,نیک,نوع,خونگیش, نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 12:49

این روزا اینقد از حرفا و رفتار و قضاوتهای اطرافیان دلم شکسته

ولی دریغ از یه بغض و یه اشک

همش تیر شده و روانه قلبم

ای کاش منم ازون دخترای به روز بودم

ای کاش منم جوری بودم که خودم با اجبار ارزوهای زندگیم را محقق میکردم، نه اینکه از خدا بخوام

ای کاش ترسو نبودم

التماس دعا

بزودی میام مینویسم

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 22:03

صفحه بندی