خرید بک لینک

چهارشنبه قرار بود برم از سوالات امتحان بچه ها پرینت بگیرم و ببینم نسخه چاپی اش خوبه یا نه!!

چهارشنبه اینجا یک سره بارون شدیدی میومد و کارم را به دیروز موکول کردم. دیروز هم باد شدیدی میومد و بایدم حتما کارهام آماده میشد چون فردا امتحان پایان ترمه!! خلاصه لباس پوشیدم و دیدم اصلا نمیشه برم سر خیابون و تاکسی بگیرم

دل رو زدم به دریا و با مکافات ماشین را زدم بیرون.. میگم مکافات ازون جهت که باد نمیذاشت در باز بمونه و چند بار در بسته شد و من پیاده میشدم. فکر کنم یه ربعی دستم بند باز کردن در بود. تو راهم همچین بادی میومد و خیابونا خلوت بودن که:)) خلاصه اول رفتم آرایشگاه و ابروهام را مرتب کردم و بعدش پرینت سوال:)).. حالا من اهل قرتی بازی و آرایش نبودم و یکی دو ساله یه کم اهلش شدم ولی دیروز گیر سه پیچ به خوشگل شدن خودم کرده بودم...خودمم از خودم و کارهام خنده ام گرفته:))

خدا را شکر با سلامتی رفتم و برگشتم خونه

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: چهارشنبه 3 بهمن 1397 ساعت: 19:20

صفحه بندی