روز همه مادرا و خانم ها مبارک
امشب و فردا، شب و روز سختی برای خانواده منه.. چقدر آرزو داشتم برم سرکار یا تو زندگی خودم باشم و روز مادر را برای مادرم خاطره ساز کنم:((
* کی تموم میشن این بغض ها و گریه های پنهانی و با چشم های پر پف تو صورت اطرافیان نگاه نکردن، که مبادا بفهمن گریه کردم!!!
** عصری داشتم فکر میکردم پارسال، مثل فردا شب چه شب گندی بود و چقدر گریه کردیم و خواب تا صبح به چشممون نیومد
*** مناسبت پارسال، بهم خوردن نامزدی ام بود:((
**** چقدر تلخ تر که یکسال گذشت و هیچی درست نشد:اا
برچسب:
نویسنده: مهتاب جعفری