خدایا میدونم حواست بهم هست ولی یکم ارومتر و ملایمتر نوازش کن
تنهایی را با عمق وجودم حس میکنم.. سردرگمم
دلم میخاد ازینجا برم و با متفاوت شدن وبم، زندگیمم رنگ ارامش رو به خودش بگیره و ازین شکلک قلبیا بذارم
راستی یه ازمون استخدامی را ثبت نام کردم نمیخام ایه یاس بگم ولی احتمال قبولیم صفره... تنها دلیل ثبت نامم فقط ی چیزه که اگه خدایی نکرده زبونم لال یه شکست در پیش داشتم با اجبار درس یه کم بتونم فراموش کنم( فعلا اینجا نمیگم چیه تا یکم مساله روشن شه)
دلم تنگ شده لپ تاپم را روشن کنم و با عشق یه پست بذارم
هفته ای که گذشت بقدری بیقرار بودم که با امام رضای عزیزم ۳ بار تلفنی حرف زدم از طریق عزیزانی که مسافر سرزمین مشهد بودن البته یکبارش فقط اشک بود
مامانی خوبم این هفته هم نیومدم پیشت، چون کسی نبود بیارتمون پیشت!! کاش میشد میرفتم اموزش رانندگی چند جلسه تا یادم بیاد و این حسرت دیدن تو به دلم نمونه،، دقیقا امروزی که دلتنگتم و کلی باهات حرف دارم
میشه انرژی مثبت و دعای خیرتون را بازم برام بفرستید
ببخشید کامنتهاتون فعلا پیشم محفوظه تا یکم اروم بگیرم
برچسب:
نویسنده: مهتاب جعفری